۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

اسگولیسم ادبی

اینایی که تو یه جمله بعضی از کلمه‌ها رو گفتاری می‌نویسن بعضی‌ها رو نوشتاری ؛ خودشونــَم نمی‌فهمن !

۱۷ نظر:

  1. چون معمولا فقط تمرکز روی چیزاییه که می نویسی نه ویرایش نوشته .
    واسه من گاهی اوقات پیش می یاد .

    پاسخحذف
  2. چون نوشتی بوگو خجالت نکش میگما :دی
    دقیقا مثل خودت:دی

    پاسخحذف
  3. عجب آدمای بی سواد می سوادی پیدا میشن !!!

    پاسخحذف
  4. هم اکنون روی سخن شما ،
    با منه ؟

    پاسخحذف
  5. اسگولیسم نیست که بابا... استیصال لغوی در دوران گذر ادبیات گفتاریه!!

    پاسخحذف
  6. به رومون نیار دیگه...خیلی نامردی. خیلی زود که اصلاحش کردم. :(

    پاسخحذف
  7. آره - هنگام نوشتن برای من پیش اومده. ولی متوجهش شدم و متن رو اصلاح کردم که کار عجیب غریب و طولانی ای بود.

    پاسخحذف
  8. مثل وقتی که یک دزد به همکارش میگه دزد.

    پاسخحذف
  9. "..."
    یعنی نمیفهمی !! عجــب !! (:ی)

    پاسخحذف
  10. یادت نره که "هرکی هرجور راحته" نمی خوان کتاب چاپ کنن که! تازه اگر هم بخوان نمی تونن!

    پاسخحذف
  11. زبان محدود و مفاهيم نامحدود

    پاسخحذف
  12. 1- یک دوست صمیمی ای داشتم. از هفت سال پیش که پدرش مرد دیگه ندیدمش. دوستیمو باهاش بهم زدم. انگار من مقصرم که باباش مرد.
    2- هدایت یه جمله ای داره تو این مایه ها که تنها ابزار آدم برای سوار شدن و سر خم نکردن به این دنیا خودکشیه. حرف بزرگیه ها .
    3- دوستم کف دستم را دید و گفت عمر خیلی طولانی با از دست دادن سلامتی. خدایا همونی که ازش می ترسم. یه پیرمرد خرفت آلزایمری روی ویلچر که بوی شاش و شربت سرفه می ده.....
    4- این کامنت مال اون یکی وبلاگته ولی لعنت به این بلاگ اسپات که برای یه کامنت گذاشتن نیم ساعت ادمو معطل می کنه

    پاسخحذف
  13. بوگو ؟ جونوم !
    می خواستم بگم که کاراکتر جالبی هستی ..
    به نوشته های من هم سری بزن .. منتظر نظراتم .
    و اگه مایل بودی دچار لینک اندازی شویم !!

    zaana.blogfa.com

    پاسخحذف
  14. این یک تبلیغ از سر ازدیاد بازدید نیست . یک دعوت است برای آغاز بازخوانش کرم هایی که در ذهن هایمان می لولند و ما مدام ذهن خاره داریم و می نویسیم و می خوانیم و می بینیم!
    (اگر لینک کردید خبر دهید)

    پاسخحذف

بوگو، خجالت نکش ...