۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه

مکان

ما فقط مشکل مکان داشتیم که خوشبختانه با وجود مهدیه‌ی تهران ، اونم حل شد .

۱۰ نظر:

  1. آخ جون تونستم بنویسم (دیگه بایس صلوات نذر کنم هر بار که باز میشه این کامنتدونی تو!)
    دیروز خونه خالم اینا بودیم ولایت شما، یادت کردم. ایشالا تابستون میام ببینیم همو. بعدش تو فیس بوک نداری؟ اینجا که به سختی همو میبینیم ومیشه نظر گذاشت.

    بعدشم دستشون درد نکنه اینا که انقدر به فکر جوون هان.

    پاسخحذف
  2. وقتي شما رو توي گودر اضافه كردم ، توي دسته بندي اي كه كسايي مثل مطرود مي نويسن ، كاملا مرتبط ميشه ديگه ...

    پاسخحذف
  3. خیلی قدیمی بود، من دبستان بودم این لطیفه رو شنیده بودم...

    پاسخحذف
  4. آخ جون. مشکل بزرگی از من حل شد. حالا فقط میمونه یه حاج خانوم جور کنم!

    پاسخحذف
  5. یه خوبی هم که داره شب آخری چراغارو خاموش میکنن و همه لخت میشن

    پاسخحذف

بوگو، خجالت نکش ...